
دلتنگم خیلی دلتنگم ای کاش می شد انتقالی بگیرم ای کاش درگیر هیچی نمی شدم تا راحت دل می کندم و ول می کردم دلم میخواد یکی بیاد بغلم کنه و سیر دلم گریه کنم پ سرش شلوغه فاطمه نیست کلا هیشکی نیستهیشکی امروز سر کلاس هشت صبحم اشکم درومد ولی گریه نکردم وفقط پلکام خیس شد بعد کلاس رفتم سرویس بهداشتی و اشکام جاری شد کلی دختر اونجا بود شناس و ناشناس خب چیکار کنم که دلتنگم چیکار کنم راحت شم از شر این همه دلتنگی و درگیری فکری دوساله همش درگیر مسایل مسخره ام درگیر آدمایی که فقط وقت و انرژی مو گرفتن کافیهبرام دیگه به اندازه کافی سخت جون و سنگ دل شدم به اندازه کافی تجربه دارم دیگه بسه دیگه... بسه... نه درس میخونم نه خوش میگذرونم نه دوستای زیادی دارم نه دوست داشتنی ام اصلا میخوام دیگه پیش هیشکدوم از دوستام نر...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب